ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

با سلام خدمت بازدیدکنندگان عزیز سایت محبوب مولیزی. در ادامه این شعر زیبا را از لسان الغیب حافظ شیرازی را به شما عزیزان تقدیم میکنم.

با ما همراه باشید .

شعر ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

حافظ » غزلیات »غزل شماره 240

متن غزل :

1-ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

وجه می می‌خواهم و مطرب که می‌گوید رسید

************

2-شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه‌ام

بار عشق و مفلسی صعب است می‌باید کشید

************

3-قحط جود است آبروی خود نمی‌باید فروخت

باده و گل از بهای خرقه می‌باید خرید

************

4-گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش

من همی‌کردم دعا و صبح صادق می‌دمید

************

5-با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ

از کریمی گوییا در گوشه‌ای بویی شنید

************

6-دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک

جامه‌ای در نیک نامی نیز می‌باید درید

************

7-این لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت

وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید

************

8-عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق

گوشه گیران را ز آسایش طمع باید برید

************

9-تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد

این قدر دانم که از شعر ترش خون می‌چکید

************

معنی شعر ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

١-ابر بهاری پیدا شد و باد نوروزی وزیدن گرفت، در این زمان برای شراب و مطرب به پول احتیاج دارم. چه کسی قبول پرداخت آن را می‌کند؟

۲- شاهدان زیبارو خودنمایی می کنند و از فقر خود شرمسارم، کشیدن بار عشق در عین تنگدستی، بسیار سخت است اما باید این بار را کشید.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  غم زمانه که هیچش کران نمی بینم

٣-بخشش و جوانمردی نایاب شده و نبایستی با تقاضایی آبروی خود را از دست داد. شراب و گل سرخ را بایستی با پول حاصل از فروش لباس زهد تهیه کرد.

۴- گویی قرار است از بخت و اقبال من مشکلی حل و گرهی گشوده شود زیرا من دیشب پیوسته دعا می کردم و صبح راستین، در حال طلوع آمین میگفت.

۵-بهاران رسید و گل سرخ زیبا با یک لب و صد هزار خنده شادمان به باغ آمد.گویی از جوانمردی، در گوشه ای خبری شنیده و بوی خوشایندی به مشامش رسیده بود.

۶- اگر در عالم قلندری، دامن تقوایی پاره شد، چه اهمیتی دارد؟ باید که در عالم نیکنامی نیز، جامه ای فرسوده و پاره کرد.

۷-این نکته های ظریف و لطیف و توصیف های زیبایی که من از لب سرخ تو بیان کردم، چه کسی گفته است؟ این ستمی که من از زلف زیبا و تابدارت دیدم و در دام عشقت گرفتار شده و آزار دیدم، چه کسی دیده است؟

۸- اگر عدل و داد سلطان عشق، حال ستمدیدگان عشق را نپرسد، باید که خلوت نشینان از آرامش و آسایش، دست بشویند و طمع ببرند.

۹-آگاهی ندارم که چه‌کسی تیر سهمگین که عاشق را از پای در می‌آورد بر دل حافظ زد. همین‌قدر می‌دانم که شعر آبدار که از دلش برآمده بود، پر خون بود.

تعبیر غزل ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

1-از تنگدستی و فقر شرمگین نباشید که خصایل نیکویی که شما دارید بهترین سرمایه می باشد. به خاطر چیزهای بی اهمیت آبروی خود را به خطر نیندازید. قناعت کنید و رویاهای دور و دراز و دست نیافتنی را رها کنید.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  فاش میگویم و از گفته خود دلشادم

2-چند وقت است که از لحاظ مالی دچار رکود و بی‌پولی شده‌ای و این موضوع تو را نگران کرده است که مبادا نداری باعث شود به آنچه که دوست داری نرسی.  حافظ مژده می‌دهد که صبح روشن بالاخره طلوع می‌کند و تمام این تاریکی‌ها تمام می‌شود.

3-به زودی نعمت خداوند به زندگی شما سرازیر شده و از فقر نجات پیدا می کنید. ترس به دل خود راه ندهید، به دوستان وفادار باشید و از یاد خداوند غافل نشوید.

تفسیر شعر ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

غزل شماره ۲۴۰ حافظ می‌گوید شاعر از اینکه هنوز نتوانسته دلیل کم‌توجهی شاه را پس از بازگشت به شیراز نسبت به خود دریابد، دچار حیرت است. زمستان رفته و باد بهاری می‌وزد؛ حافظ در این هوای خوش می‌خواهد که می بنوشد و با شاهدان دست در آغوش کشد اما در کیسه‌اش نقد و پولی ندارد و از این سبب بار دشوار عشق و نداری را بر دوش می‌کشد.

دیوان حافظ

فروشگاه کتاب درسا | دیوان حافظ ( آسان خوان )

دیوان حافظ مجموعه اشعار حافظ را در بر می‌گیرد. اکنون، بیش از دویست سال از اوّلین چاپ رسمی این دیوان گذشته‌است، که در فاصله ۱۲۰۰ تا ۱۲۰۶ ه. ق. در کلکته صورت گرفت.

دیوان حافظ کتابی است مشتمل بر همه اشعار باقی‌مانده از حافظ. بیشترِ این شعرها به زبان فارسی است، اما اشعار ملمع (به زبان فارسی و عربی) و یک غزل تمام عربی هم در آن به چشم می‌خورد. مهمترین بخش این دیوان، غزلیات است. شعرهایی در دیگر قالب‌های شعری مانند قطعه، قصیده، مثنوی و رباعی هم در این دیوان هست. هیچ نشانه‌ای مبنی بر نابودی بخش عمده‌ای از اشعار حافظ در دست نیست و علاوه بر این، حافظ در زمان حیاتش شهرت زیادی داشته‌است. بنابراین زیاد نبودنِ تعداد شعرهای موجود در دیوان نشان می‌دهد که او شاعر پرکاری نبوده‌است.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  شعر ما زیاران چشم یاری داشتیم

دیوان حافظ تاکنون بیش از چهارصد بار به اشکال و شیوه‌های گوناگون، به زبان فارسی و دیگر زبان‌های جهان به چاپ رسیده‌است. شاید تعداد نسخه‌های خطّی ساده یا تذهیب‌شدهٔ آن در کتابخانه‌های ایران، افغانستان، هند، پاکستان، ترکیه و حتی کشورهای غربی از هر دیوان فارسی دیگری بیشتر باشد.

منبع : ویکی پدیا

با تشکر از همراهی شما /مولیزی .

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.