از دوست به یادگار دردی دارم

از دوست به یادگار دردی دارم

از دوست به یادگار دردی دارم

از دوست به یادگار دردی دارم

سلام و صد درود خدمت شما بازدید کنندگان سایت مولیزی.سپاس که سایت ما را برگزیدید. دراین پست قصد دارم تا برای شما عزیزان این رباعی زیبا را از حضرت مولانا بیان کنم.

ممنون که تا آخر پست با ما همراه خواهید بود.

از دوست به یادگار دردی دارم متن

شاعر:مولوی,دیوان شمس,رباعیات

شماره رباعی:1334

 

من درد ترا ز دست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

***

از دوست به یادگار دردی دارم

کان درد به صد هزار درمان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم پالت

این شعر از گروه پالت سروده شده است.

من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگاردردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
کان درد به صد هزار درمان ندهم

***

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
بسیار فتاده بود اندر غم عشق
بسیار فتاده بود اندر غم عشق
اما نه چنین زار اما نه چنین زار، که این بار افتاد

***

من بودم و دوش آن بت بنده نواز
از من همه لابه بود از وی همه ناز
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه گنه حدیث ما بود دراز
شب را چه گنه حدیث ما بود دراز

بیشتر بخوان بیشتر بدان  تا در طلب گوهر کانی کانی

***

من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگاردردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
کان درد به صد هزار درمان ندهم

***

رباعیات

رباعیات مولانا بخشی از دیوان اوست. این قسمت از آثار مولانا در مطبعهٔ اختر (اسلامبول) به سال ۱۳۱۲ هجری قمری به طبع رسیده و متضمن ۱۶۵۹ رباعی یا ۳۳۱۸ بیت است که بعضی از آن‌ها به شهادت قرائن از آن مولاناست و دربارهٔ قسمتی هم تردید قوی حاصل است و معلوم نیست که انتساب به وی درست باشد.

منبع:ویکی پدیا

سپاس که وقت گران قدرتان را به مولیزی اختصاص دادید.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.