از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

وقت بخیر دوست داران شعر و ادب فارسی.سایت مولیزی مفتخر است که به شما عزیزان اطلاع رسانی می کند. در ادامه با ما همراه باشید تا به شما همراهان این غزل از حضرت حافظ بنام از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر و هرآنچه مورد نیاز شما عزیزان است را تقدیم کنم.

ممنون که سایت ما را انتخاب کردید.

شعر از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

دیوان حافظ,غزل شماره 178

این غزل حضرت حافظ پس از قتل شاه ابو اسحاق و در زمان حکومت امیر مبارزالدین سروده شده و بازگو کننده مقایسه بین این دو فرمانرواست. حافظ اشاره می‌کند که عاشق برای باقی ماندن در حرم حضرت دوست باید محرم و رازدار دل باشد وگرنه در انکار یار خواهد ماند. حافظ از مدعی می‌خواهد منعش نکند و خدا را شکر می‌کند که در دلش اوهام نیست.

نام شعر: هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

غزل :

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

وان که این کار ندانست در انکار بماند

*********

اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن

شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند

*********

صوفیان واستدند از گرو می همه رخت

دلق ما بود که در خانه خمار بماند

*********

محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد

قصه ماست که در هر سر بازار بماند

*********

هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم

آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند

*********

گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس

شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند

*********

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

یادگاری که در این گنبد دوار بماند

*********

داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید

خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند

*********

بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد

که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند

*********

به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی

شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند

*********

منبع: ویکی نبشته

معنی وتفسیر شعر از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

بیت۱- آن کس تقرب می یابد و به وصال یار می رسد و در حریم کوی او ساکن می شود که مَحرم احوال دل شده باشد و ذوق عرفانی داشته باشد.آن کس که از عهده ی این کار بر نیاید و آن را نداند، به انکار و مخالفت با عشق و عرفان می پردازد.

بیت۲- اگر دل من از حجاب خود بیرون آمد بر من عیب گیر، خدا را شکر که دل من در پردہ گمان باطل نماند.

بیت٣- صوفیان همگی لباس خودشان را از رهن شراب به در آوردند و پس گرفتند؛ تنها خرقه ما در خانه شراب‌ فروش باقی مانده است.

بیت۴- محتسب، اینک شیخ شهر شده و گناهان خود را فراموش کرده است و اینک داستان رسوایی ماست که در هر کوی و بازاری شنیده می شود.

بیت۵- هر شراب خوشرنگ و قرمزی که از دستان زیبا و بلورین یار خود گرفتیم، بر اثر مرارت های روزگار و فراز و نشیب عشق، گوارا نشد، بلکه اشک حسرتی شد که در چشمان اشکبارم حلقه زد و خشک شد.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  آزمودم عقل دوراندیش را

بیت۶- جز دل من که از روز ازل تا پایان دنیا عاشق بود، نشنیدیم که هیچ کس دیگری همیشه عاشق باشد و ثابت قدم بماند.

بیت۷- گل نرگس خواست همانند چشمان مست و خمار تو بیمار گردد، ولی نتوانست شیوه و راه و رسم این نوع بیماری را از چشمان تو بیاموزد و همچنان در بیماری خود باقی ماند.

بیت۸- از صدای سخن عشق، من سخنی خوشتر نشنیدم و این بهترین یادگاری است در زیر این آسمان گردنده باقی مانده است.

بیت۹- من خرقه ای داشتم که عیبهای بسیار مرا می پوشاند اما اکنون در گرو وجه می است و رامشگر، و کمربند بت پرستی من آشکار، باقی مانده است.

بیت۱۰- آثار زیبای صورتگران چینی آنچنان در برابر چهره دلربای تو شگفت زده شد که حرف و صحبت آن حیرت در همه جا بر در و دیواری که این آثار هستند باقی مانده است.

 

بیت۱۱- دل حافظ می خواست که تنها یک روز در گلگشت گیسویش باشد رفت که بازگردد اما جاودانه در بند زلفش گرفتار ماند.

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر تعبیرفال

مدتی به دنبال یار و همدمی مهربان می‌گشتی و اکنون به این نتیجه رسیده‌ای که محرم اسرار نداری و خودت به تنهایی باید گلیمت را از آب بیرون بکشی. عهد و پیمانی را که بسته‌ای بجای بیاور و به آن وفادار باش. حریم و خط قرمز خودت را مشخص کن وگرنه آبرویت در خطر می‌افتد. بهترین دل، دلی روشن و صاف و زلال است، عشق و محبت را در دلت نهادینه کن تا لکه سیاهی درون آن نفوذ نکند.مهربانی شما زبانزد عام و خاص است. عشق و محبت خود را به اطرافیان نثار کنید و نگذارید دلتان جلای خود را از دست بدهد.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  تن آدمی شریف است به جان آدمیت

 

سپاس از این که تا این لحظه همراه ما بودید.

با تشکر مولیزی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.