بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد

سلام به مولیزی های عزیز، با شعر بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد  از غزلیات زیبای حافظ شیرازی با شما دوستان همراه هستیم. در ادامه متن کامل غزل، معنی ابیات، تفسیر و تعبیر غزل در فال و همچنین فایل صوتی غزل برای شما همراهان گرامی آورده شده است. امیدواریم این مطلب مورد توجه شما دوستان واقع شود.

دیوان حافظ

حافظ شیرازی” شاعر ایرانی بزرگ و از سخنوران نامی جهان است. اکثر اشعار “حافظ” در قالب غزل می باشند و به “غزلیات حافظ” معروف است. شعر زیر یکی از غزلیات حافظ می باشد، با مولیزی همراه باشید

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد – غزل شماره ۱۲۰ دیوان حافظ

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد

غبار خط بپوشانید خورشید رخش یا رب
بقای جاودانش ده که حسن جاودان دارد

چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد

ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می‌بینم
کمین از گوشه‌ای کرده‌ست و تیر اندر کمان دارد

چو دام طره افشاند ز گرد خاطر عشاق
به غماز صبا گوید که راز ما نهان دارد

بیفشان جرعه‌ای بر خاک و حال اهل دل بشنو
که از جمشید و کیخسرو فراوان داستان دارد

چو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبل
که بر گل اعتمادی نیست گر حسن جهان دارد

خدا را داد من بستان از او ای شحنه مجلس
که می با دیگری خورده‌ست و با من سر گران دارد

به فتراک ار همی‌بندی خدا را زود صیدم کن
که آفت‌هاست در تاخیر و طالب را زیان دارد

بیشتر بخوان بیشتر بدان  یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد

ز سروقد دلجویت مکن محروم چشمم را
بدین سرچشمه‌اش بنشان که خوش آبی روان دارد

ز خوف هجرم ایمن کن اگر امید آن داری
که از چشم بداندیشان خدایت در امان دارد

چه عذر بخت خود گویم که آن عیار شهرآشوب
به تلخی کشت حافظ را و شکر در دهان دارد

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد معنی

١- دلبری زیبارو دارم که سایبانی از گیسو برگرد چهره و شکوفه ی رخسارش فرمانی برای ریختن خون شکوفه ارغوان دارد.

۲۔ سبزه ی خط، چهره تابان چون خورشیدش را پوشانید، خدایا به او زندگی جاوید بخش زیرا زیبایی دائمی دارد.

۲- آنگاه که عاشق می شدم با خود گفتم که گوهر وصال و مراد را بدست آوردم، نمی دانستم که دریای عشق چه خطرها و موج های خونریزی دارد.

۴- من نمی توانم از تیر نگاهت، جان بدر ببرم زیرا به هر سو که می نگرم، چشمت کمین کرده و تیر مژگان را در کمان ابرو گذاشته است.

۵- آنگاه که از دام گیسو، دل عاشقان خود را چون گرد و غبار بیفشاند. باد صبای سخن چین می گوید که راز ما را پنهان نگاه دار.

~~~~~✦✦✦~~~~~

۶- جرعه ای از شرابت را بر خاک بریز و از او حال دل را که در خود مدفون کرده بپرس زیرا که داستان های زیادی از جمشید و کیخسرو دارد.

۷- ای بلبل، اگر گل به رویت بخندد و تبسمی کند، به دام فریبش میافت زیرا که بر وفای گل اعتمادی نیست اگر چه دنیایی زیبایی داشته باشد.

۸- ای بزرگتر محفل، بخاطر خدا داد مرا از او بستان زیرا که با کسی دیگر شراب نوشیده و با من سرسنگین است.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

۹- اگر فتراک خود را (برای شکار) می بندی، بخاطر خدا زودتر مرا صید خود کن زیرا که در درنگ، آفات بسیار است و به خواهنده، زیان می رساند.

۱۰- از دیدن قامت چون سرو، دلپذیرت، چشمان مرا محروم مکن، بلکه آن را در کنار چشمه چشم من بکار زیرا که همیشه جویباری از آن روان است.

۱۱- از هراس دوری ات مرا نجات بخش اگر به این موضوع امید داری که خدا تو را از چشم بداندیشانت در امان نگاه دارد.

۱۲- چگونه می توانم از بخت خود شکایت کنم در حالی که آن راهزن آشوبگر. حافظ را با تلخکامی میکشت در حالی که دهان شیرینی داشت.

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد تفسیر

در دام عشقی اسیری و فکر می کنی به هیچ عنوان نمی توانی از آن بگذری. گرچه این کار در ابتدا به نظرت ساده و آسان می آمد ولی حالا مشکلات از هر طرف به تو روی کرده اند. به خاطر داشته باش که هر گل خندانی قابل اعتماد نیست. قبل از آنکه بیش از این اسیر او شوی او را امتحان کن و وفاداریش را بسنج. نیتی در دل داری. هرچه زودتر آن را عملی کن زیرا تأخیر در انجام این نیت برایت پشیمانی به بار خواهد آورد.

تعبیر بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایبان دارد در فال

قصد انجام کاری را دارید، بهتر است با دیگران مشورت کرده تا بعدا پشیمان نشوید. ظاهربینی کار دست شما داده و مشکلاتی ایجاد خواهد شد.

وقت را هدر ندهید و با عزم راسخ و استفاده از تجربه دیگران جلو بروید. برای رسیدن به مراد دل با تحمل رنج و سختی را داشته و با دقت و تلاش و سرعت عمل اقدام کنید.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  حباب وار براندازم از نشاط کلاه

فعلا برای ازدواج زود است.

غزل شماره ۱۲۰ حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی

دیوان حافظ

دیوان حافظ مجموعه اشعار حافظ را در بر می‌گیرد. اکنون، بیش از دویست سال از اوّلین چاپ رسمی این دیوان گذشته‌است، که در فاصله ۱۲۰۰ تا ۱۲۰۶ ه. ق. در کلکته صورت گرفت.

محتوا

دیوان حافظ کتابی است مشتمل بر همه اشعار باقی‌مانده از حافظ. بیشترِ این شعرها به زبان فارسی است، اما اشعار ملمع (به زبان فارسی و عربی) و یک غزل تمام عربی هم در آن به چشم می‌خورد. مهمترین بخش این دیوان، غزلیات است. شعرهایی در دیگر قالب‌های شعری مانند قطعه، قصیده، مثنوی و رباعی هم در این دیوان هست. هیچ نشانه‌ای مبنی بر نابودی بخش عمده‌ای از اشعار حافظ در دست نیست و علاوه بر این، حافظ در زمان حیاتش شهرت زیادی داشته‌است. بنابراین زیاد نبودنِ تعداد شعرهای موجود در دیوان نشان می‌دهد که او شاعر پرکاری نبوده‌است.

غزلیات

شمار همهٔ غزل‌هایی که به‌طور کلی مورد پذیرش واقع شده‌اند، کمتر از ۵۰۰ غزل هستند: ۴۹۵ غزل در ویرایش قزوینی و غنی، ۴۸۶ غزل در ویرایش دوم خانلری و ۴۸۴ غزل در ویرایش سایه.

رباعیات

اصالت رباعیات حافظ مورد تردید جدی است و ازاین‌رو همهٔ رباعیات از ویرایش سایه زدوده شده‌است. پرویز ناتل خانلری رباعیات حافظ می‌نویسد: «هیچ‌یک از رباعیات منسوب به حافظ چه در لفظ و چه در معنی، ارزش و اعتبار چندانی ندارد و بر قدر و شأن این غزل‌سرا نمی‌افزاید.»

منبع: ویکیپدیا

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.