بنمای رخ که خلقی

بنمای رخ که خلقی

بنمای رخ که خلقی

بنمای رخ که خلقی

سلام و درود بر شما همراهان.ورودتان را به سایت مولیزی خیر مقدم می گویم.در این پست قصد دارم که یک غزل دیگر از حضرت حافظ  را برای شما عزیزان به اشتراک بگذارم.

ممنون که تا آخر پست همراه ما خواهید بود.

شعر بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

دیوان اشعار حضرت حافظ

غزل شماره 233

این غزل یکی از غزل‌های عاشقانه حافظ است که عاشقی شیدایی را به تصویر می‌کشد. شاعر می‌گوید تا زمانی که به کامیابی نرسیدم، از طلب کردن یار دست برنمی‌دارم. او دو راه در پیش رو دارد: یا به وصال یار می‌رسد و یا بر سر این راه جان خواهد داد. آتش عشق درون حافظ آنقدر سوزان است که بعد از وفاتش، کفن او را نیز خواهد سوزاند.

شعر:

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآید

********

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

********

جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش

نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

********

از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم

خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید

********

گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان

هر جا که نام حافظ در انجمن برآید

********

معنی شعربنمای رخ که خلقی

بیت1- من دست از جستجو بر نمی دارم تا به مقصد و آرزویم برسم.در این راه یا به معشوق خواهم رسید یا اینکه می میرم و جان از تن بیرون خواهد رفت.دست از آرزوی درک اسرار عالم معنا بر نمی دارم تا عشق در پی این خواسته و آرزو در دل من عاشق شعله کشد و به کام دلم که همان گشوده شدن روزنه ی معرفت است، برسم.در این راه باید از تن و خواسته های این جهانی چشمپوشی کنم و جان، آزاد از قید و بند با جانان در آمیزد.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  فاش میگویم و از گفته خود دلشادم

بیت2- پس از مرگ، گورم را بشکان و ببین که به واسطه سوز دل، از کفنم دود خارج می شود.

بیت3- چهره ات را نشان بده تا همه مردم عاشق و سرگشته شوند، لب بگشا و سخنی بگو تا غریو و فریاد از مرد و زن بلند شود.(اشاره به آیه ی 172 سوره ی اعراف).

بیت4- جانم به لب رسیده است و در دل این حسرت را دارم که مبادا کامی از لبان یار نگرفته، جان از تن من خارج شود و بمیرم.

بیت5- از حسرت نبوسیدن دهان شیرین یار، بی تاب شدم؛ به راستی آرزوی تهیدستانی چون من از آن دهان کی برآورده می شود؟ در آرزوی عنایت و لطف پروردگار و وصال و درک عالم غیب -که بی عنایت او ممکن نیست -جانم به لب رسید.آرزوی ما درویشان عاشق که در تمنّای وصال و عنایت او هستیم.کی بر آورده می شود؟

بیت6- هر جا که نام حافظ و غزل های شیرین و لطیف در جمع صاحبدلان و عاشقان مطرح می شود، از او به خیر و نیکی یاد می کنند و حاضران هر جه بگویند، ذکر حق است.

بنمای رخ که خلقی اصفهانی

در ادامه این آهنگ زیبا را از محمد اصفهانی بنام طلب می شنوید.

دانلود آهنگ با کیفیت 128

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.