تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

با عرض سلام و درود خدمت شما همراهان گرامی سایت مولیزی.ما مفتخریم که به شما عزیزان اطلاع رسانی می کنیم.لطفا درادامه با ما همراه باشید تا شما را با این غزل زیبا از حضرت حافظ  آشنا کنم.

با سپاس از این که تا آخر پست همراه ما خواهید بود.

شعر تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

غزل شماره 476

این غزل در زمان متواری شدن شاه شجاع و با الهام گرفتن از غزلیات نظامی و مضامین خواجوی کرمانی سروده شده است. حافظ به باد صبا که در شعر فارسی نماد پیک عاشقان است، می‌گوید ای نسیم صبح سعادت، برو به آن نشانی‌ای که خودت بلدی، به کوی فلانی، در وقت و ساعتی که صلاح می‌دانی. تو قاصد رازدار هستی و من چشم به راهت هستم.

نام شعر: نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی

 

غزل:

نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی

گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی

**********

تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت

به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی

**********

بگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا را

ز لعل روح فزایش ببخش آن که تو دانی

**********

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست

تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

**********

امید در کمر زرکشت چگونه ببندم

دقیقه‌ایست نگارا در آن میان که تو دانی

**********

یکیست ترکی و تازی در این معامله حافظ

حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی

**********

منبع: ویکی نبشته

معنی شعر توهم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

1- ای باد صبا! ای نسیم سحرگاهی که قاصد سعادت و نیکبختی هستی! به نام آن اسم و نشانی که می دانی، در فرصت مناسب به کوی فلانی که می شناسی، گذر کن و پیام مرا برسان.

2- تو قاصد خلوتگاه راز هستی و چشم به راه تو دوخته شده، از روی مردمی و بزرگواری نه به زور و تحکم، آنگونه که خود میدانی، به سویش بران.

3- به او بگو که جان گرامی ام از دست رفت، بخاطر خدا از لب لعل جانبخش او آنچه که مصلحت میدانی به من ببخش.

4- ای نسیم، من حروف این کلمات را به گونه ای نوشتم که نامحرم از آن آگاهی نیابد، تو هم از روی کرامت و بخشش خود، آنچنان که خود می دانی برای او بخوان.

5- ای معشوق! تصور رسیدن به تیغ تو و کشته شدن به وسیله آن برای ما مانند داستان تشنه و آب است. یعنی همان گونه که تشنه در آرزوی رسیدن به آب است، من نیز در اشتیاق تیغ توام. حال که اسیر عشق خود را به دام انداختی، او را آن چنان که خود می دانی، بکش.

6- ای یار! چگونه می توانم به وصال تو امید ببندم؟ در حالی که نکته باریک و ظریفی در آن کمر توست که تنها تو از آن آگاه هستی.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  از کفم رها شد قرار دل

7- حافظ در سودای عشق، ترکی و عربی یکسان است. تو هم سخن عشق را با آن زمان که خوب می دانی بیان کن.

معنی مصرع تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

بیت4: من این سخنان و اشعار را نوشتم، بی آنکه بیگانه و ناآشنا از این آگاهی یابد. تو نیز از روی بزرگواری و جوانمردی چنان بخوان که خود می دانی.

تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی تفسیرفال

راز دل خود را چنان با او در میان بگذار که به گوش نامحرمان و بیگانگان نرسد و به خاطر داشته باش ناامیدی جرم بزرگی است. همیشه امیدی برای ادامه دادن هست، از آن غافل مشو و با او همزبان و همدل باش تا به مقصود خود برسی.

 

سپاس از این که تا این لحظه همراه ما بودید.

با تشکر مولیزی.

لطفا از این پست هم بازدید بفرمایید.

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.