خری را گر افسارش از زر کنی

خری را گر افسارش از زر کنی

خری را گر افسارش از زر کنی

خری را گر افسارش از زر کنی

سلام و درود بر شما عزیزان بازدید کننده از سایت مولیزی.امیدوارم مطالبی که در ادامه خدمتتان عرض می کنم مفید واقع شود.دراین پست قصد معرفی این شعر کوتاه را از شاعر بزرگ مولانا را دارم.

سپاس که تا آخر با ما همراه خواهید بود.

شعر خری را گر افسارش از زر کنی

مقام خری (مولوی)

 

خری را گر افسارش از زر كنی

لجامش ز یاقوت ابهر كنی

***
به پهلو زنی از طلایش ركاب

به زینش نشیند یكی آفتاب

***
به جای خصیلش دهی نیشكر

بجای جو اش مغز بادام تر

***
گرش جبرئیلش كند مهتری

بماند همان در مقام خری

***

خریت نه تنها علف خوردن است

خریت قواعد ندانستن است

***

معنی کلی: خر همان خر است گرچه زینش از طلا باشد یا پشم 

 

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولانا، مولوی و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ یا وخش – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ – ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی پارسی‌گوی است.نام کامل وی «محمد بن محمد بن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده‌است.

مولوی زادهٔ بلخ خوارزمشاهیان (خراسان در ایران بزرگ، افغانستان کنونی) یا وخش (شهر) بود و در زمان تصنیف آثارش (همچون مثنوی) در قونیه در دیار روم می‌زیست. با آنکه آثار مولوی برای عموم جهانیان است ولی پارسی‌زبانان بهرهٔ خود را از او بیشتر می‌دانند، چرا که حدود شصت تا هفتاد هزار بیت او فارسی است و خطبه‌ها و نامه‌ها و تقریرات (تعالیم او به شاگردانش که آن را ثبت کردند و به فارسی غیرادبی و روزانه است) او نیز به فارسی می‌باشد؛ و تنها حدود هزار بیت عربی و کمتر از پنجاه بیت به زبان‌های یونانی/ترکی (اغلب به‌طور ملمع در شعر فارسی)شعر دارد.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  جمالت آفتاب هر نظر باد

منبع:ویکی پدیا

 

سپاس که تا آخر پست با مولیزی همراه بودید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.