دانه های انار شعر

دانه های انار شعر

دانه های انار شعر

سلام به مولیزی های عزیز، در ادامه گلچینی زیبا درباره ی دانه های انار شعر  برای شما عزیزان آورده شده است. امیدواریم این مطلب مورد توجه شما همراهان گرامی واقع شود.

دانه های انار شعر

شعر در مورد دانه های انار

صد دانه یاقوت دسته به دسته
با نظم و ترتیب یک جا نشسته
هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان
قلب سفیدی در سینه آن

یاقوت ها را پیچیده با هم
در پوششی نرم پروردگارم
هم ترش و شیرین هم آب دار است
سرخ است و زیبا نامش انار است

مصطفی رحمان دوست

شعر زیبا و عاشقانه درباره دانه های انار

آسمان آبی تر
آب آبی تر

من در ایوانم، رعنا سر حوض
رخت می شوید رعنا

برگ ها می ریزد
مادرم صبحی می گفت :‌

موسم دلگیری است
من به او گفتم : زندگانی سیبی است ‚ گاز باید زد با پوست

زن همسایه در پنجره اش تور می بافد می خواند
من ودا می خوانم گاهی نیز

طرح می ریزم سنگی ‚ مرغی ‚ ابری
آفتابی یکدست

سارها آمده اند
تازه لادن ها پیدا شده اند

من اناری را می کنم دانه به دل می گویم
خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود

می پرد در چشمم آب انار : اشک می ریزم
مادرم می خندد رعنا هم…

سهراب سپهری

متن شعر یه دونه انار دو دونه انار

آفتاب سر کوه نور افشونه، سماور جوشه

یارم تنگ طلا دوش گرفته، غمزه می‌فروشه

یه دونه انار دو دونه انار، سیصد دونه مروارید

می‌شکفه گل، می‌پاشه گل، دختر قوچانی …

عجب ابرو، عجب لب و عجب رو، دختر قوچانی

عجب گیسو بسان برگ بو، دختر قوچانی …

نگارم برلب بوم اومد و رفت، چاره ندارم

بیشتر بخوان بیشتر بدان  شعر مولانا در مورد خدا

دوباره برلبم جون اومد و رفت، چاره ندارم

چراغو پُر کنید از روغن گل، چاره ندارم

که یارم چشم گریون اومد و رفت، چاره ندارم …

یه دونه انار دو دونه انار، سیصد دونه مروارید

می‌شکفه گل، می‌پاشه گل، دختر قوچانی

شعری عاشقانه درباره انار

شعرای دفتر من
پر از غم و فریبه

تو قصه های مردم
غریبه ام غریبه

مثل گل اناری
دوستت دارم همیشه

داد می زنم تو دنیا
هیچی چشات نمی شه

وقتی که بارون بیاد
دلم می شه بهاری
دلم فزونی شده

~~~~~✦✦✦~~~~~

باز من و
پنجره رو به باغ …
و انارهایی که از فرط نبودنت،
ترک برداشته اند…

باز من و
خاطره ی بچگی هایی که پشت درخت های پر بار انار گم می شد
و رد پایی که تو را، تا پشت پرچین های باغ،
برای همیشه پنهان می کرد
در کدامین لحظه پر شیطنت کودکی جاماندیم؟

دانه های انار شعر

شعر دانه های سرخ انار

انار گونه هایت
از شرم ترک برداشت

وقتی دستانت را به آرامی گرفتم
دانه های یاقوت سرازیر شد

و چشمانت، ملتمسانه، عشق را از چشمانم می خواند
بگذار بی پروا دوستت بدارم

بگذار جسورانه تو را درآغوش بگیرم
شاید لب های سرد و یخ بسته ات
به گرمی بوسه ای زنده گردد

اشعار زیبا درباره انار

لیلی زیر درخت انار نشست

درخت انار عاشق شد

گل داد… سرخ سرخ

گل ها انار شد… داغ داغ

هر اناری هزار تا دانه داشت

دانه ها عاشق بودند

دانه ها توی انار جا نمی شدند

انار کوچک بود…

دانه ها ترکیدند… انار ترک برداشت

خون انار روی دست لیلی چکید

لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید

مجنون به لیلی اش رسید

خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود

بیشتر بخوان بیشتر بدان  ای غایب از نظرها کی میشود بیایی

کافی است انار دلت ترک بخورد

~~~~~✦✦✦~~~~~

شهریور عاشق انار بود
اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد!

آخر انار شاهزاده ی باغ بود
تاج انار کجا و شهریور کجا؟

انار اما فهمیده بود،
می خواست بگوید او هم عاشق شهریور است

اما هر بار تا می رسید،
فرصت شهریور تمام می شد

نه شهریور به انار می رسید و نه انار می توانست شهریور را ببیند
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت

سالهاست انار سرخ است…
سرخ از داغی و تندی عشق
و قرن هاست شهریور بوی پاییز می دهد.

~~~~~✦✦✦~~~~~

دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم

به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

چه مى شد آه اى موساى من، من هم شبان بودم

تمام روز و شب زلف خدا را شانه مى کردم

نه از ترس خدا، از ترس این مردم به محرابم

اگر مى شد همه محراب را میخانه مى کردم

اگر مى شد به افسانه شبى رنگ حقیقت زد

حقیقت را اگر مى شد شبى افسانه مى کردم

چه مستى ها که هر شب در سر شوریده مى افتاد

چه بازى ها که هر شب با دل دیوانه مى کردم

یقین دارم سرانجام من از این خوبتر مى شد

اگر از مرگ هم چون زندگى پروا نمى کردم

سرم را مثل سیبى سرخ صبحى چیده بودم کاش

دلم را چون انارى کاش یک شب دانه می کردم

علی رضا قزوه

شعر در مورد انار و پاییز

درخت‏ ها همه عریان شدند، آبان شد

و باد آمد و باران گرفت و طوفان شد

نیامدی و نچیدی انار سرخی را

که ماند بر سر این شاخه تا زمستان شد

بیشتر بخوان بیشتر بدان  شعر مادر پروین اعتصامی

نیامدی و ترک خورد سینه ‏ی من و آه

چقدر یک شبه یاقوت سرخ ارزان شد

چقدر باغ پر از جعبه‏ های میوه شد و

چقدر جعبه‏ ی پر راهی خیابان شد

چقدر چشم به راهت نشستم و تو چقدر

گذشتن از من و رفتن برایت آسان شد

چطور قصه‏ ام آنقدر تلخ پایان یافت؟

چطور آنچه نمی‏خواستم شود آن شد؟

انار سرخ سر شاخه خشک شد، افتاد

و گوش باغ پر از خنده‏ ی کلاغان شد

شعر خدای دانه های انار

غزل نشود، خدای دانه های انار
ترانه شود، سکوت من به رسم وقار

زمان گذرد، به وعده ای دقیقه شمار
مثل نشود، کلام من ز شوق نگار

روانه کنم، سلام خود به خانه یار
جوانه زند، نهال دل به وقت قرار

بیان نشود، شکایتی به زخمه تار
به هم نخورد، جهان من نهایت کار

قصیده ما، به سر آمد به روز گذار
که امید خود، به تو دارم خدای بهار

شعر کوتاه در مورد انار

جز ما دو سه تا انار عاشق در باغ

کی مانده از آن تبار عاشق در باغ

گفتی که بهار عاشقان پاییز است

دلخونم از این بهار عاشق در باغ

~~~~~✦✦✦~~~~~

انار فصل ندارد
هر وقت تو بخندی
می شکفد

انار

اَنار، نار یا انار خوراکی (نام علمی: Punica granatum) یکی از میوههای درختی است که دانه‌هایی اغلب قرمز، و گاهی سفید، یا رنگ‌هایی بین آن دو دارد. رنگ پوست آن نیز اغلب قرمز و گاه سیاه یا تقریباً زرد است؛ این میوه در معدود کشورهای جهان نظیر ایران، افغانستان، پاکستان، عراق و ترکیه کشت می‌شود به همین خاطر عضو مرغوب‌ترین میوه‌های جهان است؛ و عضو ۱۰ میوهٔ برتر جهان است.

منبع: ویکیپدیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *