سالها دل طلب جام جم از ما میکرد

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد

سلام و درودی دوباره بر شما همراهان گرامی سایت مولیزی.لطفا در ادامه با ما همراه باشید تا یک غزل دیگر از حضرت حافظ بنام سالها دل طلب جام جم از ما میکرد را برای شما عزیزان به اشتراک بگذارم.

ممنون که تا آخر پست همراه ما خواهید بود.

شعر سالها دل طلب جام جم از ما میکرد

دیوان حافظ,غزل شماره 143

این غزل حافظ غزلی سراپا عارفانه و پاسخگوی راز بزرگی است که همه عرفا در راه شناخت آن گام زده و هر یک به نحوی حاصل درک خویش را بازگو کرده‌اند. دل حافظ سالیان دراز از او جام جهان‌نمای جمشید را می‌خواسته، غافل از آنکه گنج‌های عالم همه در دل قرار دارند. قلب انسان جواهرات متعالی را در خود دارد که هیچکس از آن خبر ندارد.

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد

متن غزل:

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

*****

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد

*****

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش

کو به تأیید نظر حل معما می‌کرد

*****

دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست

و اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد

*****

گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم

گفت آن روز که این گنبد مینا می‌کرد

*****

بی دلی در همه احوال خدا با او بود

او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد

*****

گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند

جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

*****

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید

دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد

*****

گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست

گفت حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد

*****

معنی و تفسیر سالها دل طلب جام جم از ما میکرد

بیت۱-آنگاه می توانی از راز نهان جام جم (دل پیر طریقت) آگاه شوی که خاک در میخانه عشق را سرمه چشمانت کنی. «جام جم» یا «جام جهان‌بین» آیینه‌ای بود که جمشید چهارمین پادشاه پیشدادی با مشورت حکیمان اختراع کرده بود و در آن اوضاع جهان را مشاهده می‌نمود. می‌گویند این جام بعدها به کیخسرو و دارا رسید.

بیت۲- دلم آن گوهری را که از صدف هستی و جهان بیرون است از گمشدگان آواره کنار دریا می‌طلبید. یعنی گوهری ارزشمند را از انسان‌هایی بی‌ارزش می‌جست و معلوم است که نمی‌یافت.

بیت۳- دیشب مشکل خود را که همان داشتن یک دل پاک و روشن بود، نزد پیر مغان مطرح کردم؛ چرا که او با بصیرت و نظری که داشت، می توانست هر مهما و مشکلی را حل کند.

بیت۴- او را شاد و خندان دیدم در حالی که جام شرابی را در دست داشت و در آن جام، زیبایی ها و نقش های فراوان را مشاهده می کرد.

بیت۵- به پیر گفتم که خداوند حکیم این جام جهان بین (پیاله ی شراب)را چه روزی به تو داده است؟ گفت:آن زمانی که این آسمان آبی را آفرید یعنی از روز ازل.

بیت۶- عاشق دلباخته ای که در همه جا و همه حال خدا با او بود، خدا را نمی دید و فریاد می زد و خدایا خدایا می کرد؟ آنچه که از من می طلبی در درون خود توست.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

بیت۷- این همه شعبده بازی و تردستی را که در پیشگاه حقیقت انجام می داد، مانند نیرنگی بود که سامری در مقابل عصا و ید بیضای معجزه آسای حضرت موسی به خرج می داد.

بیت۸- حسین بن منصور حلاج که سرش بالای دار رفت و دار از سر او سرافراز شد، به این جرم به دار آویخته شد که اسرار غیب را نا اهلان و بیگانگان در میان گذاشت.

بیت۹- به دنبال لطف و بخشش الهی باش، زیرا همیشه فیض الهی در جریان است و امید است که به مدد آن فیض دیگران هم مانند حضرت مسیح کراماتی از خود ظاهر سازند.

بیت۱۰- پرسیدم: سلسله ی زلف زیبارویان به چه کار می آید؟ گفت:برای وصل کردن دل های شیدا و عاشقی همچون حافظ.

 

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد تعبیر فال

کلید رسیدن به موفقیت و مراد دل تکیه بر استعداد و تلاش خودتان و توکل بر پروردگار است. از تکیه کردن به دیگران برحذر باشید. فاصله زیادی تا رسیدن به سرمنزل مقصود ندارید اما لازم است از مشکلات و سختی ها عبور کنید تا به وصال یار برسید.

هرگز از کمک به کسانی که دست نیاز به سوی شما دراز کرده اند غافل نشوید. برای حل مشکلات تنها از خداوند یاری بجویید تا راه حل آن را به شما نشان دهد.

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد صوتی

غزل شماره 143 حضرت حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی

برای دانلود این صدا اینجا کلیک کنید.

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد به انگلیسی

در ادامه این غزل حضرت حافظ را به انگلیسی می خوانید:

بیشتر بخوان بیشتر بدان  طوطی و بازرگان

 

For years my heart was in search of the Grail

What was inside me, it searched for, on the trail

****

That pearl that transcends time and place

Sought of divers whom oceans sail

****

My quest to the Magi my path trace

One glance solved the riddles that I braille

****

Found him wine in hand and happy face

In the mirror of his cup would watch a hundred detail

****

I asked, “when did God give you this Holy Grail

Said, “on the day He hammered the world’s first nail

****

Even the unbeliever had the support of God

Though he could not see, God’s name would always hail

****

All the tricks of the mind would make God seem like fraud

Yet the Golden Calf beside Moses’ rod would just pale

****

And the one put on the cross by his race

His crime, secrets of God would unveil

****

Anyone who is touched by God’s grace

Can do what Christ did, without fail.

****

And what of this curly lock that’s my jail

Said this is for Hafiz to tell his tale.

****

Hafiz Shirazi

 

امیدوارم از مطالب ارائه شده راضی بوده باشید.

با سپاس فراون مولیزی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.