مشتاق توام با همه جوری و جفایی

مشتاق توام با همه جوری و جفایی

مشتاق توام با همه جوری و جفایی

به نام خدا.بازدید کنندگان عزیز سایت مولیزی سلام.در این پست قصد دارم یک غزل دیگر از حضرت سعدی بنام مشتاق توام با همه جوری و جفایی را برای شما عزیزان به اشتراک بگذارم.

در ادامه با ما همراه باشید تا این شعر و معنی و آهنگی از محسن چاوشی در رابطه با این شعر را  تقدیم تان کنم.

شعر مشتاق توام با همه جوری و جفایی

دیوان شمس,حضرت سعدی

غزل 508:

مشتاق توام با همه جوری و جفایی

محبوب منی با همه جرمی و خطایی

**************

من خود به چه ارزم که تمنای تو ورزم

در حضرت سلطان که برد نام گدایی

**************

صاحب نظران لاف محبت نپسندند

وان گه سپر انداختن از تیر بلایی

**************

باید که سری در نظرش هیچ نیرزد

آن کس که نهد در طلب وصل تو پایی

**************

بیداد تو عدلست و جفای تو کرامت

دشنام تو خوشتر که ز بیگانه دعایی

**************

جز عهد و وفای تو که محلول نگردد

هر عهد که بستم هوسی بود و هوایی

**************

گر دست دهد دولت آنم که سر خویش

در پای سمند تو کنم نعل بهایی

**************

شاید که به خون بر سر خاکم بنویسند

این بود که با دوست به سر برد وفایی

**************

خون در دل آزرده نهان چند بماند

شک نیست که سر برکند این درد به جایی

**************

شرط کرم آنست که با درد بمیری

سعدی و نخواهی ز در خلق دوایی

**************

معنی مشتاق توام با همه جوری وجفایی

بیت1: با وجود ِ ستم ها ، بی مهری ها وخطاهایت ، هنوز خواهانت هستم و همچنان مقصود و محبوب منی(دوست دار تو هستم).

بیشتر بخوان بیشتر بدان  یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد

دانلود آهنگ مشتاق توام با همه جوری و جفایی

در ادامه شما عزیزان می توانید این آهنگ زیبا را از محسن چاوشی بنام گنجشک پریده را دانلود کنید.

پخش آنلاین:

دانلود آهنگ با کیفیت خوب (128)

دانلود آهنگ با کیفیت عالی (320)

 

متن آهنگ:

ای یارِ جفا کرده یِ پیوند بُریده
این بود وفاداری و عهدِ تو ندیده

در کوی تو معروفم و از رویِ تو محروم
گرگِ دهن‌ آلوده یِ یوسف ندریده

ما هیچ ندیدیم و همه شهر بِگفتند
افسانه یِ مجنونِ به لیلی نرسیده

در خواب گَزیده لبِ شیرین گل‌ اندام
از خواب نباشد مگر انگشتِ گَزیده

بس در طَلبَت کوشش بی‌ فایده کردیم
چون طفلِ دوان در پیِ گنجشک پریده

میلت به چه ماند ، به خرامیدن طاووس
غمزه ات به نگه کردن آهوی رمیده

*****

مشتاقِ توام، با همه جوری و جفایی
محبوبِ منی با همه جُرمی و خطایی
من خود به چه اَرزم ، که تمنای تو ورزم
در حضرت سلطان که بَرَد نام گدایی

****

خود کُشته یِ ابروی توام من به حقیقت
گر کشتنی‌ام باز بفرمای به ابروی
بر یادِ بناگوش تو بر باد دهم جان
تا باد مگر پیشِ تو بر خاک نهد روی

****

بس در طَلبَت کوشش بی‌ فایده کردیم
چون طفلِ دوان در پیِ گنجشک پریده

میلت به چه ماند ، به خرامیدن طاووس
غمزه ات به نگه کردن آهوی رمیده

 

با تشکر که تا این لحظه با مولیزی همراه بودید.

تا پستی دیگر بدرود. 🙂

مطلب پیشنهادی:

من خود به چه ارزم که تمنای تو ورزم

بیشتر بخوان بیشتر بدان  بسیار سفر باید تا پخته شودخامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.