کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن

کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن

کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن

کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن

با سلام و درود فراوان به بازدیدکنندگان عزیز سایت محبوب مولیزی. در این پست شعری زیبا از حافظ بزرگ  به همراه معنی،تفسیر،تعبیر،پخش صوتی آن از علی موسوی گرما روردی را به شما عزیزان تقدیم میکنم .

شعر کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن

حافظ »غزلیات »غزل شماره 399

متن غزل :

1- کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن

به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن

~~~~~✦✦✦~~~~~

2- به باد ده سر و دستار عالمی یعنی

کلاه گوشه به آیین سروری بشکن

~~~~~✦✦✦~~~~~

3- به زلف گوی که آیین دلبری بگذار

به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن

~~~~~✦✦✦~~~~~

4- برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس

سزای حور بده رونق پری بشکن

~~~~~✦✦✦~~~~~

5- به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر

به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن

~~~~~✦✦✦~~~~~

6- چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد

تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن

~~~~~✦✦✦~~~~~

7- چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ

تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن

~~~~~✦✦✦~~~~~

معنی شعر کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن

١- عشوه‌ای فرما و بازار جادوگری را از رونق بینداز، با اشاره دلبرانه چشم، گرمی بازار و راه و رسم و راز سامری را از میان بردار.

۲- سر و دستار عالمیان را به باد بده یعنی اینکه طبق آئین دلبری و طنازی، گوشه کلاه خود را بشکن و خم کن.

۳- به گیسوان خود بگو که از شیوه سرکشی و دلربایی دست بکشند و به اشارات دلبرانه چشمان خود بگو که قلب سپاه ستمگری را بشکنند و بیش از این به عاشقان ستم روا ندارند.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  دنیا همه هیچ و کاردنیا

۴- با ناز بیرون بیا و گوی زیبایی را از همه بربا، و به این ترتیب حور بهشتی را به سزای خود برسان و بازار پری را بی رونق و کساد کن.

۵- با آهوان چشم خود، شیر خورشید را شکار کن و با ابروان خمیده خود، كمان مشتری را بشکن و خرد کن.

۶- آنگاه که گیسوان سنبل در اثر وزش باد عطرافشانی می‌کند، تو ارزش و قدر و قیمت آن را با سر زلف معطر و عنبرآسای خود بشکن.

۷- ای حافظ، آنگاه که هزار دستان به فصیح سخن گفتن خود فخر می کند تو ارزش و اعتبار او را با سخن به زبان دری گفتن، بکاه.

تفسیر شعر کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن

غزل شماره ۳۹۹ حافظ در فرجه فترت حکومت شاه شجاع یعنی مدت کوتاهی که برادرش شاه محمود به کمک حکام آذربایجان بر شیراز مسلط شده بود، سروده شده است. حافظ از شاه شجاع می‌خواهد حرکت کرده و دوباره بر شیراز مسلط شود. در تعبیر شاعرانه به ممدوح می‌گوید با ناز و عتاب خود، جادوگری را بی‌ارزش کن. با حرکات دلبرانه آبروی متقلب را بریز.

تعبیر شعر کرشمه ای کن و بازارساحری بشکن

1. مدتهاست زندگیت دچار رکود و خمودگی شده است و منتظری تاکسی مشکل تو را حل کند. بدان که این مشکل به دست هیچ کس جز خودت حل نخواهد شد. از این تنبلی و بی تفاوتی دست بردار و با تلاشی وسیع، تحولی در زندگی خود ایجاد کن تا به آنچه آرزویش را داری برسی. به ارزش وجود خود پی ببر که تو خود طبیب درد خودی.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن

2. برای رسیدن به مراد دل لازم است فرصت ها را غنیمت شمرده و لحظات عمر را به بطالت و بیهودگی تلف نکنید. با ایمان و اراده آهنین جلو بروید که پیروزی با شماست.

کرشمه ای کن و بازارساحری بشکن با صدای علی موصوی گرما روردی

پخش زنده آهنگ :

 

برای دانلود این آهنگ به اینجا کلیک کنید

با تشکر از اینکه ما را تا آخر پست همراهی کردید /مولیزی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.