دور از آن مرغ بهشتی که هم آوازم بود

دور از آن مرغ بهشتی که هم آوازم بود

دور از آن مرغ بهشتی که هم آوازم بود

دور از آن مرغ بهشتی که هم آوازم بود

با عرض سلامی به گرمی نگاه شما همراهان خوب سایت مولیزی.من در این پست قصد دارم که این شعر زیبا را از استاد شفیعی کدکنی را به شما عزیزان تقدیم کنم.

امیدوارم از مطالب پیش رو رضایت خاطر داشته باشید.

شعر دور ازآن مرغ بهشتی که هم آوازم بود

این شعر از سروده های استاد شفیعی کدکنی است.

زمزمه ها > اشک زبان بسته

نام شعر: اشک زبان بسته

شعر:

کاش سوی تو دمی رخصت پروازم بود

 تا به سوی تو پرم بال و پری بازم بود

***

 یاد آن روز که از همت بیدار جنون

 زین قفس تا سر کویت پر پروازم بود

***

دیگر کنون چه کنم زمزمه در پرده عشق

 دور از آن مرغ بهشتی که هم آوازم بود

***

همچو طوطی به قفس با که سخن ساز کنم

 دور از آن اینه رخسار که همرازم بود

***

 خواستم عشق تو پنهان کنم و راه نداشت

پیش این اشک زبان بسته که غمازم بود

***

رفتی و بی تو ندارد غزلم گرمی و شور

 که نگاهت مدد طبع سخن سازم بود

***

محمدرضا شفیعی کَدْکَنی

محمدرضا شفیعی کَدْکَنی (زادهٔ ۱۹ مهر ۱۳۱۸/ ۱۹۳۹ در کدکن) فقیه، ادیب، نویسنده، پژوهشگر و شاعر با تخلص م. سرشک اهل ایران است.

شفیعی کدکنی سرودن شعر را از جوانی به شیوهٔ قدمایی آغاز کرد و پس از چندی به سبک نو مشهور به نیما یوشیج روی آورد. با انتشار دفتر شعر در کوچه باغ‌های نشابور نام‌آور شد. آثار شفیعی را می‌توان به سه گروه انتقادی و نظری و مجموعه اشعار خود وی تقسیم کرد. آثار انتقادی این نویسنده، شامل تصحیح آثار کلاسیک فارسی و نگارش مقالاتی در حوزه نظریه ادبی می‌شود، که بخشی از آن‌ها در زیر آورده شده‌اند. در میان آثار نظری شفیعی کدکنی کتاب موسیقی شعر جایگاهی ویژه دارد و در میان مجموعه اشعارش در کوچه باغ‌های نشابور آوازه بیشتری دارد.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  تن آدمی شریف است به جان آدمیت

منبع: ویکی پدیا

امیدوارم از مطالب ارائه شده راضی بوده باشید.

با تشکر فراوان مولیزی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.