ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

سلام و درود به مولیزی های عزیز، با شعر ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است از غزلیات زیبای حافظ شیرازی با شما دوستان همراه هستیم. در ادامه متن کامل غزل، معنی ابیات، تفسیر و تعبیر غزل در فال و همچنین فایل صوتی غزل برای شما همراهان همیشگی آورده شده است .از اینکه با نظرات سازنده خود ما را در بهبود و پیشرفت سایت مولیزی یاری می کنید سپاسگزاریم

دیوان حافظ

حافظ شیرازی” شاعر ایرانی بزرگ و از سخنوران نامی جهان است. اکثر اشعار “حافظ” در قالب غزل می باشند و به “غزلیات حافظ” معروف است. شعر زیر یکی از غزلیات حافظ می باشد، با مولیزی همراه باشید

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است – غزل شماره ۵۴ دیوان حافظ

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است

به یاد لعل تو و چشم مست میگونت
ز جام غم می لعلی که می‌خورم خون است

ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو
اگر طلوع کند طالعم همایون است

حکایت لب شیرین کلام فرهاد است
شکنج طره لیلی مقام مجنون است

دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است
سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است

ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی
که رنج خاطرم از جور دور گردون است

از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیز
کنار دامن من همچو رود جیحون است

چگونه شاد شود اندرون غمگینم
به اختیار که از اختیار بیرون است

بیشتر بخوان بیشتر بدان  نه هر که سر بتراشد قلندری داند

ز بیخودی طلب یار می‌کند حافظ
چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است

معنی ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

۱- مردمک ديده من از شدت گریه، به خون نشسته است، بنگر که در جهت طلب تو، حال سایر مردم چگونه است.

۲- به یاد لعل لب تو و چشمان مست و چون شرابت، آن می سرخی که می خورم و چون خون است، از ساغر غم توست.

٣- اگر چهره ی روشن چون آفتاب تو از مشرق سربرآورد، بخت و طالعم خجسته و فرخنده خواهد بود.

۴- سخن و کلام فرهاد همیشه از لب شیرین حکایت کردن است و قرارگاه دل شیدای مجنون، زلف پرچین و شکن لیلی است.

۵- از من دلجویی کن زیرا که قامت تو چون سرو دلجوست و سخن بگو زیرا کلامت لطیف و موزون است.

۶- ای ساقی، باده را در مجلس بگردان و به جان ما آسایش برسان زیرا که رنجیده خاطری من از ستم گردش روزگار است.

۷- از زمانی که فرزند عزیزم از جلو چشمانم رفت (درگذشت) از بر و دامنم، سیل اشک چون رود جیحون روان است.

۸- چگونه دل ناشادم به اختیار خودم شاد شود در حالی که هیچ اختیاری از خود ندارم.

۹- حافظ به سبب از خود بی خبری، یار را می طلبد و همچون گدایی است که گنج قارون را می طلبد و می خواهد.

تفسیر ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

خیال پردازی بیهوده و بلند پروازی دو عاملی هستند که انسان را از واقعیات دور می کنند. واقعیت این است که تو به شدت خواهان کسی هستی که فاصله طبقاتی بسیاری با تو دارد و برای به دست آوردن او به مال و منال بسیاری نیاز داری. به جای ابراز ناامیدی و شکایت اگر می توانی تلاش خود را چندین برابر کن و با مشکلات بجنگ. در غیر اینصورت از این کار صرفنظر کن و فرصت ها را بیهوده از دست نده.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

تعبیر ز گریه مردم چشمم نشسته درخون است در فال

به زودی رخدادهای خوب اتفاق می افتد و بخت و اقبال به شما روی می آورد. به شکرانه این سعادت، مشکلات و سختی های گذشته را فراموش کرده و خود را با خوشی های روزگار همراه سازید.

زیباتر سخن بگویید و با عالم و آدم آشتی کنید. تصمیم جدیدی گرفته اید، اگر این کار را دوست دارید، انجام دهید زیرا سود خوبی برای شما خواهد داشت و از انجام آن پشیمان نخواهید شد.

غزل شماره ۵۴ حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی

 

حافظ

خواجه شمس‌ُالدّینْ محمّدِ بن بهاءُالدّینْ محمّدْ حافظِ شیرازی (زادهٔ ۷۲۷ هجری قمری درگذشتهٔ ۷۹۲ هجری قمری در شیراز)، مشهور به لِسان‌ُالْغِیْب، تَرجُمانُ الْاَسرار، لِسان‌ُالْعُرَفا و ناظِم‌ُالاُولیاء، شاعر فارسی‌زبانِ سدهٔ هشتم ه‍.ق شیراز است. بیش‌تر شعرهای او غزل است. مشهور است که حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی گرویده و همانندیِ سخنش با شعرِ خواجو مشهور است.

حافظ از مهم‌ترین اثرگذاران بر شاعرانِ فارسی‌زبانِ پس از خود شناخته می‌شود. در سده‌های هجدهم و نوزدهم میلادی اشعار او به زبان‌های اروپایی نیز ترجمه شد و نامش به محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هر سال در ۲۰ مهر مراسم بزرگ‌داشت حافظ در آرامگاهش در شیراز با حضور پژوهشگرانی از اقصای دنیا برگزار می‌شود. در تقویم رسمی ایران ۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ نامیده شده‌است.

منبع: ویکیپدیا

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.