ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش

سلام و درود بر شما همراهان.ورودتان را به سایت مولیزی خیر مقدم می گویم.در این پست قصد دارم که یک غزل دیگر از حضرت حافظ  بنام ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش را برای شما عزیزان به اشتراک بگذارم.

ممنون که تا آخر پست همراه ما خواهید بود.

شعر ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش

دیوان اشعار,غزل شماره 291

این غزل حضرت حافظ بازگو کننده مکنونات قلبی حافظ در موقعیتی است که شیخ زین‌الدین کلاه علیه او شروع به پرونده‌سازی کرده است. حافظ می‌گوید که بخت خود را در این شهر یا در کل جهان آزموده و آن را همچون ورطه بلا دیده که باید خود را از آن نجات دهد. شاعر از فرط آه کشیدن و دست گزیدن، مانند گل سرخ به تن چاک‌چاک خودش آتش زده است.

غزل:

ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش

بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

**********

از بس که دست می‌گزم و آه می‌کشم

آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش

**********

دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که می‌سرود

گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش

**********

کای دل تو شاد باش که آن یار تندخو

بسیار تندروی نشیند ز بخت خویش

**********

خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد

بگذر ز عهد سست و سخن‌های سخت خویش

**********

وقت است کز فراق تو وز سوز اندرون

آتش درافکنم به همه رخت و پخت خویش

**********

معنی وتفسیر شعر ما آزموده ایم دراین شهر بخت خویش

بیت۱- ما در این سرزمین، بخت و اقبال خود را مورد آزمایش قرار داده ایم و به مقصود نرسیده ایم.سرانجام نتیجه گرفتیم که اسباب خود را از این گرداب نیستی بیرون ببریم و کوچ کنیم.

بیت۲- از بس که بر اثر پشیمانی، دستم را گاز میگیرم و آه میکشم، چون گل سرخ به تن پاره پاره شده خود، آتش می زنم.

بیت٣- دیشب در حالی که گل از شاخه درخت، گوش خود را پهن کرده بود، به خوشی از بلبل شنیدم که می خواند

بیت۴- ای دل عاشق!تو خوشحال باش و غم مخور که آن یاری که با ما سر ناسازگاری دارد و ما را رنجانیده، خود او هم از جدایی شاد نیست و سرانجام از بخت بد خود غمگین و پژمرده خواهد شد و نتیجه ی عمل خود را خواهد دید.

بیت۵- اگر می خواهی کارهای دشوار و آسان دنیا بر تو آسان شود، از پیمانهای بی دوام و سخنان درشت و ناهنجار پرهیز کن.

بیت۶- زمان آن فرا رسیده است که از رنج و اندوه دوری تو و آتش و سوز عشق درونم، تمام هستی خود را به آتش بکشم و آن را نابود و تباه سازم.

بیت۷- حافظ، اگر مراد و آرزوی آدمی همیشه میسر می شد که جمشید هم از تخت سلطنت خویش جدا نمی افتاد.

تعبیر فال ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش

چیزی را از دست داده‌ای و از مردمان ناملایمت‌های بسیاری دیده‌ای، اکنون بسیار اندوهگین هستی اما غصه خوردن و افسوس برای آن چیزی که از دست داده‌ای برای تو سودی ندارد. بهتر است برای جبران این کمبود، دوباره تلاش کنی و راه‌های بیشتری را آزمایش کنی. دشمنانت به زودی سزای اعمالشان را خواهند دید. کارها را سخت نگیر زیرا در این صورت به جایی نخواهی رسید. اگر می‌خواهی در دنیا سختی نبینی وفای به عهد و نیکوسخن‌گفتن را فراموش مکن. به وعده‌های پوچ دیگران دل مبند. قبول کن که قرار نیست که زندگی همیشه خوش و خرم باشد و همواره کامروا باشی.

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش صوتی

در ادامه شما عزیزان این غزل زیبا را با صدای علی موسوی گرمارودی می شنوید.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  دست از طلب ندارم تا کام من برآید

برای دانلود این فایل صوتی اینجا کلیک کنید.

 

امیدوارم از مطالب ارائه شده راضی بوده باشید.

با سپاس فراوان مولیزی.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.