اقبال لاهوری
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

سلام و درود بر شما بازدید کننده گرامی سایت مولیزی.لطفا در ادامه با ما همراه باشید تا این شعر زیبا را از اقبال لاهوری در مورد چگونه زیستن بنام گمان مبر که به پایان رسید کار مغان را تقدیم شما عزیزان کنم.

با تشکر از نگاه گرم شما همراهان.

شعر گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

شاعر: اقبال لاهوری,پیام شرق

نام شعر: حیات جاوید

متن شعر:

گمان مبرکه به پایان رسید کار مغان

هزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است

**********

چمن خوش است ولیکن چو غنچه نتوان زیست

قبای زندگیش از دم صبا چاک است

**********

اگر ز رمز حیات آگهی مجوی و مگیر

دلی که از خلش خار آرزو پاک است

**********

به خود خزیده و محکم چو کوهساران زی

چو خش مزی که هوا تیز و شعله بی‌باک است

**********

 

اقبال لاهوری:

محمد اقبال لاهوری یا علامه اقبال (۱۸ آبان ۱۲۵۶ سیالکوت تا ۱ اردیبهشت ۱۳۱۷ لاهور) شاعر، فیلسوف، سیاست‌مدار و متفکر مسلمان پاکستانی بود که اشعار زیادی نیز به زبان‌های فارسی و اردو سروده‌است. اقبال نخستین کسی بود که ایدهٔ یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد که در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. اقبال در این کشور به‌طور رسمی «شاعر ملی» خوانده می‌شود.

اقبال در سیالکوت، که امروزه در ایالت پنجاب پاکستان واقع شده‌است، به دنیا آمد. نیاکان او از قبیله سپروی برهمنان کشمیر بودند و در سده هفدهم میلادی، حدود دویست سال پیش از تولد او، اسلام آورده بودند. پدر او مسلمانی دیندار بود.[۲] اقبال قرآن را در یکی از مساجد سیالکوت آموخت و دوران راهنمایی و دبیرستان خود را در کالج میسیونری اسکاتلند (Scotch Mission College) گذراند. تحصیلات او در رشته فلسفه در دانشگاه لاهور آغاز شد و مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را در سال ۱۸۹۹م با رتبه اول از دانشگاه پنجاب دریافت کرد. وی پس از آن از دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ مدرک دکترای خود را در رشتهٔ فلسفه گرفت.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند

اقبال در دورهٔ کارشناسی ارشد با توماس آرنولد ارتباط نزدیکی پیدا کرد و در اروپا نیز با با ادوارد براون و رینولد نیکلسون مراودات علمی داشت.

منبع: ویکی پدیا

 

امیدوارم از مطالب ارائه شده راضی بوده باشید.

با سپاس فراوان مولیزی.

1 thought on “گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *