تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج

تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج

تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج

سلام و درود به مولیزی های عزیز، با شعر تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج از غزلیات زیبای حافظ شیرازی با شما دوستان همراه هستیم. در ادامه متن کامل غزل، معنی ابیات، تفسیر و تعبیر غزل در فال و همچنین فایل صوتی غزل برای شما همراهان گرامی آورده شده است. امیدواریم این مطلب مورد توجه شما مولیزی های عزیز واقع شود.

حافظ

حافظ شیرازی” شاعر ایرانی بزرگ و از سخنوران نامی جهان است. اکثر اشعار “حافظ” در قالب غزل می باشند و به “غزلیات حافظ” معروف است. شعر زیر یکی از غزلیات حافظ می باشد، با مولیزی همراه باشید

تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج – غزل شماره ۹۷ دیوان حافظ

تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
سزد اگر همه دلبران دهندت باج

دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش
به چین زلف تو ماچین و هند داده خراج

بیاض روی تو روشن چو عارض رخ روز
سواد زلف سیاه تو هست ظلمت داج

دهان شهد تو داده رواج آب خضر
لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج

از این مرض به حقیقت شفا نخواهم یافت
که از تو درد دل ای جان نمی‌رسد به علاج

چرا همی‌شکنی جان من ز سنگ دلی
دل ضعیف که باشد به نازکی چو زجاج

لب تو خضر و دهان تو آب حیوان است
قد تو سرو و میان موی و بر به هیئت عاج

فتاد در دل حافظ هوای چون تو شهی
کمینه ذره خاک در تو بودی کاج

بیشتر بخوان بیشتر بدان  ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

معنی تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج

١- تو بر سر زیبارویان کشور چون تاجی قرار گرفته ای و اگر همه دلبران تاج زیبایی را به تو دهند، سزاوار است.

۲- چشمان گستاخ تو ختا و حبشه را بر هم زده اند و چین و هند برای چین و شکن گیسویت، باج و خراج داده اند.

3- سپیدی چهره تو چون چهره خورشید، روشن و تابناک است و سیاهی گیسوان مشکین تو، چون تاریکی شب ظلمت است.

۴- دهان چون عسل تو، به آب حیات رونق بخشیده و لب چون قندت رونق نبات مصر را شکسته است.

۵- من از درد عشق تو، حقیقتا شفایی نمی یابم زیرا که ای جانان از سوی تو علاجی برای درد دل ما نمی رسد.

۶- چرا ای عزیز من، دل مرا با بی رحمی ات می شکنی، این دل ضعيف من از شدت نازکی چون شیشه شده است.

۷- لب تو چون خضر است. دهانت سرچشمه آب حیات، قامت تو چون سرو و کمرت از نازکی و باریکی چون تار مویی و سینه ات از سپیدی چون عاج است.

۸- عشق پادشاهی چون تو در دل حافظ افتاده است، ای کاش من کمترین در غبار درگاه تو بودم.

تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج تفسیر

دل به کسی سپرده ای که به اعتقاد تو از همه کسانی که می شناسی برتر و بهتر است. او محاسن بسیاری دارد اما به خاطر داشته باش اگر قصد وصال او را داری باید تلاش و سعی بسیاری بکنی زیرا بین تو و او فاصله بسیار و این فاصله جز با سعی و تلاش بسیار تو پر نخواهد شد. پس تا دیر نشده از همین امروز آغاز کن.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  دل از من برد و روی از من نهان کرد

تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج تعبیر در فال

ظواهر زندگی و افراد باعث فریب شما می شوند و ممکن است همین راه سواستفاده دیگران را باز کند، از ظاهربینی برحذر باشید و سعی کنید باطن هرچیز یا هرکسی را کشف کنید.

مدتی است واله و شیدا شده اید و همه چیز را در وصال یار می بینید طوری که اگر جواب رد از معشوق بشنوید، آرزوی مرگ خواهید کرد. اما معشوق به شما کمترین اهمیتی نمی دهد و پافشاری بیش از حد نتیجه نخواهد داد، بیشتر از این خودتان را خسته نکنید.

غزل شماره ۹۷ حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی

دیوان حافظ

دیوان حافظ مجموعه اشعار حافظ را در بر می‌گیرد. اکنون، بیش از دویست سال از اوّلین چاپ رسمی این دیوان گذشته‌است، که در فاصله ۱۲۰۰ تا ۱۲۰۶ ه. ق. در کلکته صورت گرفت.

محتوا

دیوان حافظ کتابی است مشتمل بر همه اشعار باقی‌مانده از حافظ. بیشترِ این شعرها به زبان فارسی است، اما اشعار ملمع (به زبان فارسی و عربی) و یک غزل تمام عربی هم در آن به چشم می‌خورد. مهمترین بخش این دیوان، غزلیات است. شعرهایی در دیگر قالب‌های شعری مانند قطعه، قصیده، مثنوی و رباعی هم در این دیوان هست. هیچ نشانه‌ای مبنی بر نابودی بخش عمده‌ای از اشعار حافظ در دست نیست و علاوه بر این، حافظ در زمان حیاتش شهرت زیادی داشته‌است. بنابراین زیاد نبودنِ تعداد شعرهای موجود در دیوان نشان می‌دهد که او شاعر پرکاری نبوده‌است.

غزلیات

شمار همهٔ غزل‌هایی که به‌طور کلی مورد پذیرش واقع شده‌اند، کمتر از ۵۰۰ غزل هستند: ۴۹۵ غزل در ویرایش قزوینی و غنی، ۴۸۶ غزل در ویرایش دوم خانلری و ۴۸۴ غزل در ویرایش سایه.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  در نظر بازی ما بی خبران حیرانند

رباعیات

اصالت رباعیات حافظ مورد تردید جدی است و ازاین‌رو همهٔ رباعیات از ویرایش سایه زدوده شده‌است. پرویز ناتل خانلری رباعیات حافظ می‌نویسد: «هیچ‌یک از رباعیات منسوب به حافظ چه در لفظ و چه در معنی، ارزش و اعتبار چندانی ندارد و بر قدر و شأن این غزل‌سرا نمی‌افزاید.»

منبع: ویکیپدیا

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.