در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

با عرض سلام و خسته نباشید به شما همراهان سایت مولیزی.ممنون که سایت ما را انتخاب کردید.در ادامه با ما همراه باشید تا غزل زیبای در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی را از حضرت حافظ را تقدیم تان کنم.

سپاس از نگاه گرم شما.

شعر در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

این غزل در دیوان اشعار حضرت حافظ قرار دارد.

این غزل در زمان شاه شجاع سروده شده و در مجلسی که اطرافیان شاه حضور داشتند قرائت شده تا به زاهد ریاکار و صوفی ظاهربین جوابی سخت داده باشد. برخی شارحان غزل را از نگاه عرفانی تفسیر کرده‌اند. حافظ خودش را عاشقی شوریده در محافل باده‌نوشی می‌داند که لباس زهد را در یک‌جا و دفتر را جای دیگر گرو گذاشته تا شراب بگیرد.

غزل شماره 490

غزل:

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

********

دل که آیینه شاهیست غباری دارد

از خدا می‌طلبم صحبت روشن رایی

********

کرده‌ام توبه به دست صنم باده فروش

که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی

********

نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج

نروند اهل نظر از پی نابینایی

********

شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان

ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی

********

جوی‌ها بسته‌ام از دیده به دامان که مگر

در کنارم بنشانند سهی بالایی

********

کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست

گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی

********

این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می‌گفت

بر در میکده‌ای با دف و نی ترسایی

********

گر مسلمانی از این است که حافظ دارد

آه اگر از پی امروز بود فردایی

********

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی معنی و تفسیر

بیت۱- در محفل رندان و عاشقان، کسی شیفته تر و شوریده تر از من نیست؛ من در سیر و سلوک معنوی خود از دانش مدرسه ای و آداب خانقاهی بی نیازم؛ خرقه و سجاده و دفتر خود را به گرو گذاشته به جای آن شراب گرفته ام.

بیت۲- بر دل من که آیینه شاهی است، غبار نشسته است. از خدا هم صحبتی و همنشینی با دوستی روشن ضمیر را می طلبم.

بیت۳- به دست زیباروی باده فروش خود توبه کرده ام که از این پس بدون وجود زیبای بزم آرایی، شراب ننوشتم.

بیت۴- اگر گل نرگس ادعای همسانی با شیوه ناز و ادای چشم تو کرد آزرده خاطر مشو، چشم صاحبان بصیرت هرگز به دنبال چشم نابینایی راه نمی افتد.

بیت۵- داستان عشق را مگر اینکه شمع بازگو کند وگرنه پروانه یارا و جرأت گفتن ندارد.

بیت۶- از چشمان خود به دامانم، از اشک جویهای فراوان روانه کردم تا شاید یاری بلند بالا را در کنارم بنشانند.

بیت۷- شراب، داروی رفع غم و غصّه است؛ ای ساقی! باده بیاور؛ زیرا روی امواج دریای اشک من با کشتی باده باید سفر کرد؛ در غم هجران او هر گوشه ی چشم من دریایی شده است.

بیت۸- من عاشق محبوب خود هستم و حاضر نیستم درباره ی کس دیگری سخنی بشنوم؛ من به جز معشوق و جام شراب به کس دیگر و چیز دیگر تمایلی ندارم.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  ای که با سلسله زلف دراز آمده ای

بیت۹- این سخن برای چه دلپذیر و خوشایند بود که راهب ترسایی هنگام سحر بر در میخانه با آوای نی و چنگ می گفت:

بیت۱۰- اگر مسلمانی اینگونه است که حافظ دارد، وای اگر پس از امروزه فردای قیامتی وجود داشته باشد.

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی تعبیر

انسانی متعهد هستی و وقتی کاری را آغاز کردی، آن را به انجام می‌رسانی. به دنبال کسی هستی تا بتوانی راز دلت را برایش بازگو کنی اما کسی را نمی‌یابی. دلتنگی تو را عذاب می‌دهد و مثل شمع در حال آب شدن هستی. شاید یاری در کنارت نباشد ولی بدان که خدا با توست و ندایی به تو می‌گوید که فردایی بهتر در انتظارت است. پایداری و ثبات قدم، تو را به مقصود می‌رساند.

درهمه دیر مغان نیست چو من شیدایی شجریان

در ادامه شما عزیزان می توانید این آهنگ زیبا ازاستاد محمد رضا شجریان را بنام شیدایی را دانلود کنید.

دانلود آهنگ با کیفیت خوب 128

دانلود آهنگ با کیفیت عالی 320

 

سپاس از این که نگاه گرمتان را به ما اختصاص دادید.

با سپاس فراوان مولیزی.

در صورت رضایت از مطالب زیر دیدن فرمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.