فاش میگویم و از گفته خود دلشادم

فاش میگویم و از گفته خود دلشادم

فاش میگویم و از گفته خود دلشادم

فاش میگویم و از گفته خود دلشادم

با سلام به همراهان همیشگی سایت محبوب مولیزی. با ما همراه باشید تا غزل زیبا را از لسان الغیب حافظ شیرازی را به شما عزیزان تقدیم کنم.

امیدوارم مطالب مفید واقع شود.

شعر فاش میگویم و از گفته خود دلشادم

غزل شماره 317 :

1-فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم

بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

************

2-طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق

که در این دامگه حادثه چون افتادم

************

3-من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

آدم آورد در این دیر خراب آبادم

************

4-سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض

به هوای سر کوی تو برفت از یادم

************

5-نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

************

6-کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت

یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم

************

7-تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق

هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم

************

8-می‌خورد خون دلم مردمک دیده سزاست

که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم

************

9-پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک

ور نه این سیل دمادم ببرد بنیادم

************

معنی شعر فاش میگویم و از گفته خود دلشادم

١-آشکارا می‌گویم و به گفته خود می‌بالم: من غلام و بنده عشق هستم و این بندگی مرا از دنیا و آخرت فارغ و آزاد کرده است.

۲- من پرنده باغ بهشت هستم چگونه اندوه فراق را بیان کنم و بگویم که چطور در این دام پرحادثه دنیا افتادم؟

بیشتر بخوان بیشتر بدان  از آمدن و رفتن ما سودی کو

٣-من فرشته بودم و جایم در بهشت اعلی بود. آدم مرا به این دنیای ویرانه آورد.

۴-سایه ی درخت طوبی و دلجویی و نوازش حوران بهشتی و کنار حوض کوثر نشستن، همه را در آرزوی عشق تو و رسیدن به کوی وصال تو از یاد بردم.

۵-
بر صفحه ضمیرم نقش دیگری بجز تصویر الف قامت معشوق نیست. چه می‌توانم بکنم؟ استاد ازل جز این، حرف دیگری به من یاد نداد.

۶- هیچ منجمی ستاره اقبال مرا نشناخت، خداوندا، با چه طالع و اقبالی من از مادر گیتی زاده شدم؟

۷-از آن زمان که غلام حلقه به گوش درگاه میکده عشق شدم، هر لحظه غمی تازه برای خوشامدگویی به سراغم می‌آید.

۸- مردمک چشمانم، خون دل مرا می خورد و سزاوار آن هستم زیرا که دل به زیبارویی که جگرگوشه مردم است، سپردم.

۹-به آغوش حافظ بیا و اشک جاری بر چهره ی او را با سر زلف زیبایت پاک کن، و گرنه این سیل اشک که پیوسته روان است و لحظه ای قطع نمی شود، بنیاد هستی مرا نابود خواهد کرد.

تفسیر شعر فاش میگویم و از گفته خود دلشادم

غزل شماره ۳۱۷ حافظ از غزل‌های عرفانی خواجه شیراز است و هفت بیت اولیه آن بیان کننده شرح حال شاعر عارف بوده و با معانی متصل به هم سروده شده است. حافظ در آغاز می‌گوید بی‌پرده و آشکار می‌گویم و خشنودم که من بنده عشق هستم و تعلقی ندارم. مرغ باغ بهشت هستم و نمی‌دانم چگونه غم فراق و افتادن در دامگه حادثه این دنیا را شرح دهم.

تعبیرشعر فاش میگویم و از گفته خود دلشادم

1-غم و اندوهی بی پایان به تو روی آورده است. زیرا با یک اشتباه کوچک تمام موقعیت والای خود را از دست داده ای و فکر می کنی بخت از تو روی گردانده است. این بی تابی و رنج و عذاب را باید پایان دهی. مطمئن باش که بزودی بار دیگر شانس به تو روی خواهد آورد. پس به تلاش خود ادامه بده.

بیشتر بخوان بیشتر بدان  شوق است در جدایی

2-از یاس و ناامیدی برحذر باشید، زندگی جریان دارد و به دنبال هر سختی آسانی فرامی رسد. به خداوند توکل کنید و صبور باشید.

فاش میگویم و از گفته خود دلشادم همایون شجریان

پخش زنده آهنگ راست پنجگاه :

دانلود با کیفیت 128

دانلود با کیفیت320

فاش میگویم و از گفته خود دلشادم حسین طاهری

پخش زنده نوحه :

 

دانلود آهنگ با کیفیت 128

 

با تشکر از همراهی شما/مولیزی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.